برچسب: نویسنده: نیما پارسامنش تاريخ: جمعه 14 بهمن 1401 ساعت: 20:47
برچسب: نویسنده: نیما پارسامنش تاريخ: جمعه 14 بهمن 1401 ساعت: 20:47
حماسهی گیلگمش
داستان طوفان در منابع مهمی از تمدنِ بینالنهرین آمده. کاملترین شکل داستان در حماسهی گیلگمش به دست ما رسیده ولی نسخههای قدیمیتر ولی ناقصی از داستان (با تغییرات جزئی، مثل تغییر اسم کاراکترها) هم وجود دارند که قدمتشان به حدود ۴۰۰۰ سال پیش میرسد. داستان در حماسهی گیلگمش اینطور تعریف میشود که خدایان تصمیم میگیرند که سیلی بفرستند و انسانها را نابود کنند و این تصمیم را با خدای جنگجو اِنلیل (Enlil) در میان میگذارند. در گیلگمش دلیلی برای این تصمیم خدایان آورده نمیشود ولی در یکی از منابع سومری (آتراهاسیس) دلیلش پرسروصدا بودن انسانها ذکر شده که باعث میشده خدایان نتوانند بخوابند. خدایِ خرد، اِئا (Ea)، به انسانی بهنام اوتناپیشتیم (Utnapishtim) [۱] دستور میدهد که کشتیای بسازد، دانههای همهی گیاهان را جمع کند و خودش را نجات بدهد. اوتناپیشتیم کشتیای میسازد، دانههای گیاهان را جمع میکند، خانواده و اهل منزل را به علاوهی حیوانات مزرعه و حیوانات وحشی سوار کشتی میکند. طوفان شروع میشود و سیل عظیمی بهراه میافتد در حدی که خود خدایان هم نزدیک است غرق شوند. بعد از هفت روز طوفان تمام میشود. اوتناپیشتیم یک قمری، یک پرستو، و بعداً یک کلاغ را به بیرون از کشتی میفرستد تا ببینند آیا خشکیای وجود دارد یا نه. قمری و پرستو جایی را پیدا نمیکنند و برمیگردند. کلاغ ولی برنمیگردد و اوتناپیشتام متوجه میشود که آبها پایین رفتهاند و خشکی پیدا شده است. وقتی از کشتی پیاده میشوند، اوتناپیشتام نی، چوب سدر، و مورد را روی هم میریزد [و آتش میزند]. خدایان از بوی آنها خوششان میآید و اینها را به عنوان قربانی یا پیشکش قبول میکنند. انلیل از اینکه انسانهایی از سیل جان به در
برچسب: نویسنده: نیما پارسامنش تاريخ: جمعه 14 بهمن 1401 ساعت: 20:47